ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
66
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
و انتما كرد و به وساطت امير حسين گوركان شرف بندگى و عزّ تكشميشى حضرت يافت ، و از غرقاب هلاك به ساحل نجات و خلاص رسيد بعد ما كه يكچند در توكيل و تنكيل مقيد بود . و چهارشنبه نوزدهم ذى الحجه از بالاى اسفيدرود كوچ بود . و يكشنبه يازدهم ذى الحجه در حدود رشت مصاف افتاد ميان فوجى از چريك منصور . مقدم زمرهء مغول بيكتاش و اسحاق سكورجى و سنداور بهادر و مانتو اختاجى و شيخ بهلول سرور كردان و لران و گرجيان و خراسنه بود با يكهزار سوار ، و درين مصاف بيشتر امراى گيلان حاضر بودند ، از جمله اكابر و اشراف چون شرف الدوله و امير محمد سالار برادر سالوك و غيرهم . در آن معركه سنداور بهادر و سپاه شيخ بهلول و خراسان ، بهادريها و دلاوريها كردند ، اما سنداور بهادر در جنگ كشته شد و پهلوان ابو بكر طوسى امير صدهء خراسان كه به بهادرى و شجاعت مشهور بود هم كشته شد با پنجاه نوكر خراسانى ، و شيخ بهلول از اسب مجروح بيفتاد ، اما سلامت يافت و از جانبين گروهى انبوه كشته و خسته شدند . و روز سهشنبه هفدهم ذى الحجه موافق بيستم بيشينيج آى امير حسين گوركان و سونج و ايرنجين و اويغورتاى به عزم نهب و سلب و تاراج و خرابى گيلان سوار شدند و تا دشت كوتم تاختن [ د ] و غارت كردند ، و روز پنجشنبه بيستم ذى الحجه امرا سونج و اجانتمور پسر هولاجو امير تومان و انبار و قيا را در حدود رشت و موسىآباد با گروهى گيلكان ضال مصاف افتاد ، از نيم روز تا ديگر روز آدينه مقدم گيلكان را ركابزن و شرف الدوله بودند و برادر دباج و محمد سالار ، و از چريك مغول برادر هولاجو با معدودى چند كشته شد ، و روز آدينه امراى كبار امير حسين گوركان و ايرنجين با سپاهى انبوه برسيدند به كنار شاهرود نزديك منجيل . گيلكان منهزم بازگشتند و چريك مغول نيز استرجاع نمودند . امير سونج ثبات قدم و